تبرع:Superadmin23/10/1394چیزی دادن که واجب نباشد دادن آن (دهخدا) برای رضای خدا کار کردن (معین) نیکویی کردن محض رضای خدا، کاری ... ادامه مطلب
مسامحه:Superadmin21/10/1394سهل انگاری و آسان شمردگی و تهاون و تغافل(دهخدا) آسان گرفتن و به نرمی رفتار کردن(معین) به نرمی و مدارا ... ادامه مطلب
تصادم:Superadmin21/10/1394بهم واکوفتن، بر هم زدن و با هم کوفتن(دهخدا) سخت به هم خوردن دوچیز (معین) کوفته شدن دو جسم به ... ادامه مطلب
اقوا:Superadmin21/10/1394در عروض، مختلف آوردن حرکت قواصی شعر مثل قافیه گِل با گُل. نیازمند شدن، محتاج شدن در جای خشک و ... ادامه مطلب