ثمن:Superadmin20/10/1394هشتم هفت کس شدن، هشت گردانیدن، هشت یک مال ستدن (دهخدا) هشت یک، یک هشتم (معین) قیمت چیزی، بها (عمید) ... ادامه مطلب
محاذی:Superadmin20/10/1394(مشتق از حذ و به معنی مقابل و رو به رو برابر کردن دو چیز است ) (از غیاث) (دهخدا) ... ادامه مطلب
مفروض:Superadmin20/10/1394واجب و فرض شده و فریضه کرده (دهخدا) واجب کرده شده، فرض شده (معین) فرض شده، واجب (عمید) (۱۵۲ق.م) ... ادامه مطلب
مفروز:Superadmin20/10/1394جداشده، پراکنده و جدا کرده و دورکرده (دهخدا) جداکرده و پراکنده (معین) تفکیک، جدا، محدود(فرهنگ واژگان) ... ادامه مطلب